آیندگان بدانند که اگر هر کسی سالها بعد اومد و گفت که شما نبودید و نمیدونید و ما مجبور بودیم...؛ اصلاً باور نکنید
در جامعه بسته "شاید" مجبور به سکوت بودند، ولی مجبورنبودن که هر حرفی را بزنند.
هرچه گفتن بهخاطر "شرایطِ" این روزها نبوده بلکه بهدلیل "شخصیت" یا منافعشون بوده
هممیهنان عزیزم،
جشن نوروز و آغاز سال نو را به همه شما شادباش میگویم. نوروز باستانی، نماد همبستگی ملی، پایداری و ایستادگی فرهنگ ایرانی در برابر اشغالگران است؛ نویدبخش آغازی نوین برای ملت ایران، و دورانی طولانی از آزادی، شکوفایی و پیشرفت پس از جمهوری اسلامی.
امسال که تلاشهای رژیم اسلامی برای کمرنگ کردن نوروز بیشتر شده، برگزاری هرچه باشکوهترِ این جشن ملی، با وجود تمام سختیهایی که رژیم بر ملت ایران تحمیل کرده، اهمیتی دوچندان پیدا میکند. من در آغاز سال نو، از همه شما هممیهنان عزیزم میخواهم که نوروز امسال را فرصتی بیابید که با یکدیگر مهربانتر، و در برابر دشمن مشترک، یعنی جمهوری اسلامی، همبستهتر باشید.
ما در حالی سال نو را آغاز میکنیم که جمهوری اسلامی در ضعیفترین و ناکارآمدترین زمان خود قرار دارد: از یک سو نیروهای نیابتی و متحدان خود را یکی پس از دیگری از دست میدهد، و از سوی دیگر، از تأمین معیشت، آب و برق و گاز مردم ناتوان است. ثروت ملت را به یغما برده و اقتصاد کشور و پول ملی را به نابودی کشانده است. جمهوری اسلامی در معرض سقوط است و پنجره فرصتی بینظیر برای تغییرات بزرگ و رهایی ایران از استبداد دینی فراهم آمده است. اما باید بدانیم که نه این پنجره فرصت، همیشگی است و نه سقوط رژیم خودبهخود رخ خواهد داد. به جای انتظار برای ظهور منجی و یا فروپاشی خودبهخود رژیم، میبایست خود به حرکت در آییم و سرنوشتمان را در دست بگیریم.
من در سالی که گذشت، بنا به خواست شما رهبری انقلاب ملی و دوران گذار را پذیرفتم، و برای رسیدن به پیروزی، برنامهای مدون بر پایه پنج ستون اصلی را ارائه دادم. در این سال، با عملگرایی و کوشش دوچندان، از آنها که بخشی از مشکلند، عبور کردیم. آنهایی که میخواهند بخشی از راهحل باشند نیز به هم پیوستند و چارچوبی برای همکاری و همگرایی بنا گذاشتند.
سالِ پیش رو، سالِ سازماندهی برای اقدامِ نهایی است. در جایجای ایران، از کرانۀ خلیج فارس تا کنارۀ دریای مازندران، از طاقِ بُستان تا نقشِ جهان، از هفتتپه تا توس، از ایذه تا گنبدِکاووس، از هامون تا ارومیه، از کارون تا زایندهرود، از زَریبار تا دشت لوت، از زاگرس تا البرز، و از سهند و سبلان تا الوند و دماوند، سازمان بیابیم و برای اقدام نهایی آماده شویم.
در این لحظات آغازین سال، به یاد قهرمانان جاویدنام راه میهن و زندانیان سیاسی هستم؛ به یاد خانوادههایی که جای عزیزانشان در کنار سفرههای هفتسین خالی است. یادشان با ماست و نامشان الهامبخش ما در مسیر پیروزی.
من باور دارم که با همت، اراده و پشتکار شما ملتِ یکدل و یکپارچه، ایرانِ ما بر اهریمنِ جمهوری اسلامی پیروز میشود، و آزاد و آباد، بار دیگر سرزمینِ ثبات و شکوفایی خواهد شد.
هر روزتان نوروز، نوروزتان پیروز!
به مناسبت فرا رسیدن نوروز ۲۵۸۴
فرارسیدن جشن کهن و باستانی نوروز را به شما هم میهنان عزیز و همه جهانیان صمیمانه شادباش می گویم.
نوروز نماد رویش و پایداری و پیروزی است و امسال بیش از هر سال نوید آزادی و سربلندی می دهد.
با آرزوی سلامتی و شادی برای همه و پیروزی نور بر تاریکی
سال ۴۹، دولت شاهنشاهی ایران با هدف همکاری با سازمان عفو بینالملل، به هلدمان، وکیل آلمانی، اجازه داد در دادگاه تروریستها حاضر شود. اما هلدمان کمونیست و رفیق تروریستها از آب درآمد و با یک عضو کنفدراسیون بهعنوان مترجم، تحت نظر ساواک قرار گرفتند و دستگیر شدند.
اداره عملیات نظامی تعدادی از عناصر رژیم ساقطشده را از مرز لبنان تحویل گرفت.
پ.ن:
مهرههای درشت فرار میکنند، مهرههای کوچک قربانی میشوند.
رونوشت ویژه به سینهچاکان جمهوری اسلامی
علی کشوری، فرزند احمد کشوری، خلبان بالگرد ارتش که در جنگ ایران و عراق کشته شد، در مراسمی خاطرهای از قول علی صیاد شیرازی، فرمانده نیروی زمینی ارتش نقل میکند که پدرش در یک عملیات، بالگردی بدون بنزین را با تکرار «یا زهرا» رانده است.
هر فرد شرافتمندی اگر لحظهای «واقعاً» به وسعت و عمق رنج عذاب دنیا (که درصد نچندان کمیش نصیب ما شده) نگاه کنه، به احتمال زیاد واکنش اولیهاش فکر به پایان دادن زندگیاش باشه... اما این کمکی به حل مسئله نمیکنه... اگر از این رنج ناراحتیم، وظیفه داریم تلاش کنیم کاهشاش بدیم...
دریک روز عادی از سال ۱۹۸۵ دو مرد در مسکو در حالیکه برای یک ملاقات به ظاهر ساده به هم نزدیک میشدند ناگهان با حمله حداقل ۱۲ مامور ک.گ.ب مواجهشده و بدون فرصت برای هرگونه عکسالعملی دستگیر شدند.
شادروان داریوش جلالی خلبان جنگنده RF4 E نیروی هوایی شاهنشاهی پس از ۲۷ روز در اسارت شورشیان ظفار به تهران بازگشت. سرهنگ جلالی، بنیانگذار گردان ۱۱ شناسایی نیروی هوایی، در جنگ ظفار قطع نخاع شد و بعد از نکبت ۵۷ به اتهام مشارکت در کودتای نوژه اعدام شد. بازجوی او سعید حجاریان بود.