املاکی سر کوچه به سه تا گربه غذا میده. امروز یکم نشستم کنار گربهها. آقای املاکی اومد معرفیشون کنه، گفت این جسیه، اون برادرش اِسیه، بعد به تپلترین گربه که داشت از غذای اون یکیا میخورد اشاره کرد گفت اینم نامرده.
اکس دوستم بهش پیام داده که از وقتی کات کردیم من اونقدر تو زندگیم پیشرفت کردم ولی تو هیچ تغییری نکردی. دوستمم برگشته گفته تو اونقدر مهم نبودی که بود و نبودت رو زندگیم تاثیری بذاره واسه همین زندگیم به روال سابق ادامه داره. :)))))
همتون اینو یه گوشه یادداشت کنید. سریع، نیاز میشه.
شاید بگین خشونت برای زن خوب نیست و باعث میشه انرژی زنانه از بین بره
ولی این دختره تو سریال بیست و یک جوری ناز و دلبره که دخترا هم عاشقش میشنوچه برسه پسرا
قاتلم هست
این همکارمون یک ساعت اومد تعریف فامیلشون رو کرد که میلیاردره خیلی پسر خوبیه خونش فلانجاست چند تا ماشین داره و فلانه و بهمانه
دنبال یه دختر تحصیل کرده ی خوب و مجرده
بعد دوستمو از من خواستگاری کرد
چرا من نه؟ چرا منو نخواستید؟😭😂
صدای یه بچه از خیابون میومد
بلند داد میزد «یا بَبَلفظل یاااا بَبَلفظل»
رفتم جلو پنجره ببینم چی شده
دیدم داره سعی میکنه یه کوله پشتی بزرگو تنهایی بذاره صندوق عقب ماشین و نمیتونه
باباشم اونورتر پخش زمین بود از خنده :))))
دوستمون دیروز زاییده،حالش بد بوده و ناله میکرده
جاری کسْ گوی دهن مفتش يهو پريده وسط كه وااي چه لوسی،مامان من حامله كه بوده همينجوري راه ميرفته كه يهو من ازش ميافتم پايين
خواهر دوستمم ميگه آها پس سرت ضربه خورده كه همیشه چرت ميگي،از بيشعوريت نيست🤣🤣🤣
دوستم در صدسالگی واسه اولین بار خونواده رو پیچونده با دوست پسرش رفته شمال
بعد از شدت استرس پریود شده
میگه پسره همش میره تو بالکن میشینه به افق خیره میشه سیگار میکشه:))))))))))
خاله من سال ۶۲ یه شب دیروقت با پای بسته و درب و داغون مییاد خونه. میفهمن شب موقع برگشت افتاده تو چالههای شهرداری و تا چند ساعت حتی کسی نفهمیده بوده این طفلی افتاده.
چند سال پیش لو داد پارتی بوده چون خیلی دیر شده بوده با دوستاش پاش رو گچ گرفتن.