man with ssh access

Joined February 2022
61 Photos and videos
زانوی راست من مال تو زانوی چپ تو مال من پ.ن: رسما فک کنم زانوی چپم دیگه کار نمیکنه
14
Jun 13
نمیدانم میخوانی ام یا که نه اما من برایت مینویسم
139
Jun 9
Jun 9
آن روز و این شعر از مولانا که برایت خواندم را به خاطر دارم در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آنجا که ز سر صبر تو را او به سر صدر نشاند بعد از این شعر آشتی کردیم، با گل های روی دیوار جلوی شهر کتاب الف عکس گرفتی و همه چیز خوب بود
1
453
Jun 9
خدای من🚶🏻‍♂️
Introducing Claude Fable 5: a Mythos-class model that we’ve made safe for general use. Its capabilities exceed those of any model we’ve ever made generally available.
430
Jun 9
آن روز و این شعر از مولانا که برایت خواندم را به خاطر دارم در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آنجا که ز سر صبر تو را او به سر صدر نشاند بعد از این شعر آشتی کردیم، با گل های روی دیوار جلوی شهر کتاب الف عکس گرفتی و همه چیز خوب بود
560
Jun 8
Am I deserved?
4 Dec 2025
بعد از مرگ همسر اول مولانا یه روباه همیشه اطراف قبر اون دیده میشد اون روباه تمام ویژگی های گوهر خاتون رو داشت ارام زیبا نگران همراه. و اما تو، تو همینقدر چشمانت زیبا بود باهوش، کنجکاو، پر انرژی و گاهی ناامید و دلسرد ما با هم دوست شدیم و من تورا پیدا کردم.
162
Jun 8
اینکه قراره امروز دورکار باشیم رو دیروزم میتونستی بهمون بگی دلقک نه الان که من رسیدم دم در شرکت🤡
161
Jun 7
باز تولد این بچه شد باز جنگ شد
153
Jun 7
اگر باز جنگ شد این تویت برای تو 🦦
136
Jun 7
The sky is all yours
1
139
Jun 7
No there is no one else, it was just you it is just you and it would be just you
1
91
Jun 7
سجاده نشین باوقاری هستم و آماده برای بازیچه کودکان کویم شدن
104
Jun 6
فک میکنم که هنوز زوده برای اینکه این شعر رو بخونم شانه ات را دیر آوردی سرم را باد برد خشت خشت آجر آجر پیکرم را باد برد من بلوطی پیر بودم پای یک کوه بلند نیمم اتش سوخت نیم دیگرم را باد برد با همین نیمه همین معمولی عاشق بساز دیر کردی نیمه عاشق ترم را باد برد هنوز نبرده*
1
135
Jun 6
دیشب متوجه شدم اولین یه میل زندگیمو زودتر از چیزی که فکرشو بکنم به دست میارم. منم و بیست جور گناه منم و یه میلیون دلار
1
123
Jun 6
بی دندون
25 Oct 2025
بی دندون هنوز اینجاس
136
Jun 5
دوش می‌آمد و رخساره برافروخته بود تا کجا باز دل غمزده‌ای سوخته بود رسم عاشق‌کُشی و شیوهٔ شهرآشوبی جامه‌ای بود که بر قامتِ او دوخته بود جانِ عُشّاق سپندِ رخ خود می‌دانست و آتشِ چهره بدین کار برافروخته بود یار مَفروش به دنیا که بسی سود نکرد آن که یوسف به زَر ناسره بفروخته بود
75
May 30
در حالی که تمام اتفاقات خوب یکی پس از دیگری از جایی که گمانش را هم نمیبردم به سراغ من می‌آیند، من اما هنوز چشم به یک جای خالی دارم، جایی که دلم نمیخواد دیگر پر شود و خالی بودنش من را مجذوب میکند، خوشحال یا غمگینم میسازد و تمام من را وقف تمامش میکند. و من جای خالی ات را دوست دارم
267
May 25
از تمام شما متنفرم
478
May 19
نیمار برگشت کاش تو هم
869
May 15
ای بی بصر! من میروم؟ او میکشد قلاب را
1
864