امروز جای تیچری ساب رفتم که صبح زود پدرش رو از دست داده بود.
اینکه یه روز از خواب بیدار میشی و یه تیکه از وجودت رو برای همیشه از دست میدی، و بعد زندگیت دیگه هیچوقت مثل قبل نمیشه، به نظرم ترسناکترین اتفاق این زندگیه.
اکسپلورم پر شده از ریلهای Sex and the City و برام عجیبه واقعا این همه هیت نسبت به کری.
فکر میکنم خیلیها بیشتر از چیزی که حاضرن قبول کنن خودشون رو توی اون میبینن. مواجه شدن با نسخهای از خودت که ازش خوشت نمیاد سخته :)))