من به چشم دیدم دوستام با چه خون دلی تو این جغرافیای تخمی کسب و کار راه انداختن. قلبم درد میگیره میبینم یکی یکی دارن جمع میکنن اون همه زحمت رو. وضعیت ورشکستگی دارکتر از این حرفاست.
جرات نمیکنم پیامها رو باز کنم. نه بخاطر خشونت تصاویر.
اون انقدر سخت نیست که پرسشهای مادرانی که بچههاشون بازداشت شدند.
عکس گمشدهشون رو میفرستند با چهرههایی که در ویدیوها محو کردم مقایسه کنم!
التماس میکنند فرستنده ویدیوی پیکر عزیزشون رو معرفی کنم تا از آخرین لحظاتش بپرسند.