Joined June 2009
91 Photos and videos
Pinned Tweet
دقیقا کی باید به ما یاد می دادند که ای دوست! بر جنازه دشمن چو بگذری شادی مکن که بر تو همین ماجرا رود؟ انتظار مرگ کسی را کشیدن، از مرگ کسی شاد شدن _ دقیقا و صریحا مرگ «هر کسی»_ نشانه حقارت و پستی است.
5
21
Fatemeh Hosseini retweeted
لبنانیزه کردن ایران ، یعنی هر از چند وقتی چند تا بمب و موشک بخوریم ایران هم چند تا موشک شلیک کنه. یعنی آتش سوزی های مداوم. یعنی حساسیت زدایی از جنگ و کشتار و ویرانی. یعنی پذیرش منطق بمباران و بسته نشدن پرونده. وضعیت تعلیق و بلاتکلیفی. فقیر شدن جامعه و نهادینه شدن ناامنی. بازنده اصلی: ایران و مردمش.
9
68
709
21,305
Fatemeh Hosseini retweeted
#هرات جان فلات و فرهنگ ایران است. زخمه بر جان ایران زدن بی‌شرافتی است و محکوم نکردن ظلمی که بر زنان افغان می‌رود، دودش در آخر به چشم همه از جمله خودمان می‌رود.
12
33
479
8,901
Fatemeh Hosseini retweeted
شاید کنجکاو باشید که بدانید منشأ پیدایش اصطلاح سخیف و غیر انسانی "کتلت"، که عمدتا توسط سلطنت‌طلبها و گروه‌های ضدِ میهنی در جهت تحقیر مقامات نظامی و سیاسیِ ترور شده ایرانی استفاده میشود، چیست. اینجا هم رد‌پای اسرائیل دیده میشود! راشل کوری (Rachel Corrie)، دختر ۲۳ ساله و فعال صلح آمریکایی، از سوی جنبش همبستگی بین‌المللی (ISM) به غزه اعزام شده بود. او در سال ۲۰۰۳ با کاور شبرنگ مقابل بولدوزر زرهی ارتش اسرائیل ایستاد تا مانع تخریب خانه یک فلسطینی شود. راننده با وجود دید کامل، از روی او رد شد و راشل زیر زنجیرهای بولدوزر جان باخت. ارتش اسرائیل، طبق روال معمول، هرگز مسئولیت این جنایت را نپذیرفت. اما عمق فاجعه سال ۲۰۱۳ برملا شد؛ زمانی که تصاویری از سربازان ارتش اسرائیل در فضای مجازی دست‌به‌دست شد. آن‌ها جشنی تحت عنوان «بعدازظهر پنکیک راشل کوری و شادی» برگزار کرده بودند! آن‌ها با اشاره به اصطلاح "flat as a pancake" (مثل پنکیک پهن شده)، نحوه له شدن و مرگ این دختر جوان زیر بولدوزر را به کثیف‌ترین شکل ممکن به تمسخر گرفتند و با پنکیک‌ها عکس‌های یادگاری همراه با خنده و اسلحه انداختند. انسانیت‌زدایی از ترور مقامات نظامی و سیاسی و فعالان صلح سرمشقی‌ست که اسرائیل به سرسپرده‌گانش میدهد، آنها هم پس از بومی‌سازی، آن گفتمان را به زیر پوستِ جامعه تزریق می‌کنند! @rachel_aas صفحه ویکیپدیا مربوط به راشل کوری: en.wikipedia.org/wiki/Rachel…
105
310
1,612
87,426
Fatemeh Hosseini retweeted
تنها مشکل چنگیز خان مغول این بود که ایران اینترنشنال نداشت، وگرنه اون بنده‌خدا هم میخواست به زیرساخت‌های خوارزمشاهیان حمله کنه، نه مردم ایران.
128
713
6,622
130,409
Fatemeh Hosseini retweeted
#اسماعیل_شکری پدر #سپهر_شکری راوی سند تاریخی «سپهر بابا کجایی» تا ابد شاهد تاریخی و عزیز ایران است. تولدت مبارک مرد…
من با اون دوازده دقیقه ویدیو سپهر بابا کجایی یک‌بار دیگه مردم چه خاکی بکنیم تو سرمون با اون دردی که تو تن اون جنازه‌هاست. با اونها که دنبال عزیزان‌شون هستن این چه مصیبتی بود
9
29
412
24,766
قابل توجه کسانی که فکر می‌کنند هر‌کسی در آن مملکت هنوز کار درخور و ماندگاری می‌کند، برای این است که قدر دیده و بر صدر نشسته و نوازش ملاطفت‌آمیز می‌شود!
چرا به مدارس ما سرک می‌کشی؟ در سالیان دور رفته بودم روستای حسین آباد شهر دهدشت برای بچه ها قصه بخوانم مدرسه اش حیاط نداشت فضای داخل کلاس ها قابل نشستن نبود در حدی که بچه ها می گفتن ما در طویله درس می خوانیم. همان روزها انجمن اسلامی یکی از دانشگاه های اصفهان تماس گرفتن به من که ما قصد داریم از دانشجویان بخواهیم مبلغی را جمع کنیم برای کودکان روستا کاری انجام دهیم. شما طرحی دارید برای هزینه این پول؟ من هم جریان مدرسه ابتدایی روستای حسین آباد دهدشت را براشون تعریف کردم. چند روز بعد دو نفر از دانشجویان آمدند دهدشت و مدرسه را دیدند و قبول کردند برای ساخت و تعمیر همین مدرسه. آن زمان فکر کنم مبلغ بیست میلیون برای من واریز کردند و من توانستم دو کلاس مدرسه را سرامیک کف و بدنه کنم. سفید کاری کنم. همچنین حیاط خیلی خوبی برای مدرسه درست کردیم و دیوار کشی انجام دادیم کف حیاط را سیمانی کردیم. دستشویی هم درست کردم. مدرسه که تمام شد من در صفحه اینیستاگرامم عکس قبل و بعد مدرسه را گذاشتم. مخاطبان خیلی بد و بیراه به آموزش پرورش گفتن که این چه مدرسه ای بود و تشکر کردند که حالا قشنگ شده. فردای آن روز رییس آموزش پرورش دهدشت زنگ زد و با بی احترامی اینگونه شروع کرد: تو اسماعیل آذری هستی؟ گفتم بله گفت کی به تو اجازه داده که به مدارس ما سرک بکشی؟ خیلی ناراحت شدم به جای اینکه تشکر کنه از فعالیت چندماهه تا این مدرسه درست شد حالا اینجور سخن میگه. گذاشتم هر چه خواست گفت بعد شروع کردم و گفتم من همان کسی هستم که سرک کشیدم به مدارس شما و هفته پیش دو دستگاه کپی خریدم و به مدارس دادم. من همان کسی هستم که سرک کشیدم و در هفته به دو هزار دانش آموز دو وعده صبحانه می دهم. من همان کسی هستم که امسال سرک کشیدم و چهارصد کلاس درس را رنگ کردم و.... همه اینها را که گفتم مقداری کوتاه آمد و لحنش را مودبانه تر کرد اما باز گفت بیا دفترم ببینمت. قطع کرد چند لحظه بعد حراست آموزش پرورش هم زنگ زد چرا این مطلب را در پیجت گذاشتی. گفتم من حرفی نزدم. فقط عکس قبل و بعد را گذاشتم همین. فرداش رفتم آموزش پرورش مسول حراست محترمانه با من حرف زد اما رییس اموزش پرورش همچنان متکبرانه و از موضع بالا با من صحبت می کرد. به ایشان گفتم چند سال است هر مدیر و معلمی نیازی داشته باشد سراغ من میاد برای کمک چطور آنها سرک نبود اما حالا که دوتا نقد شدید، شد سرک؟ ایشون می گفت من اصلا شما را نمی شناسم. گفتم خداحافظ.
3
97
وقتی گرفتار فرهنگ صغارتیم؛ همیشه خود را یتیمانی می بینیم محتاج پدر، ولی، شاه، قیم! تا مسوولیت زندگی ما را به عهده بگیرند!
امیدوارم دوستای سلطنت‌طلبم دل‌خور نشن؛ ولی صادقانه بین این مدل بندگی مومنانه و رفتار عرزشی‌هایی که توی حرم یا با دیدن رهبرشون از خود بی‌خود می‌شن، تفاوت معناداری نمی‌بینم. فقط خیلی شیک‌تره؛ رهبر شده پادشاه، عبا و عمامه شده کت‌شلوار و کراوات، مداحی شده پرفورمنس، و تکبیر شده تشویق.
2
80
Fatemeh Hosseini retweeted
برخی مساجدی که مال خدا نیستند. در روستای... می خواستم خانه بلوط بسازم، زمین مناسب پیدا نمی کردم، شنیدم آقای... زمین بزرگ و خوبی دارد یک نفر را واسطه کردم با ایشون صحبت کنه بلکه راضی بشه برای ساخت خانه بلوط هدیه دهد. قبول نکرد. شب بود رفتم روستا خونه این بنده خدا، گفتم حاجی در این محله یک مسجد وجود داره، نیاز نیست در یک محله دو مسجد، حتی همان مسجد هم الان استفاده چندانی ازش نمیشه الا مراسم ختم. قبول نکرد. از فایده خانه بلوط گفتم که چه تاثیری در روستا برای نوه‌های خودش می تونه داشته باشد. در نهایت بی فایده بود، ایشون گفتند من نیتم مسجد است. یکبار هم رفتم پیش یک آقایی که داشت حسینیه می ساخت گفتم حاجی در شهر کوچک ... چهار مسجد و دو حسینیه و یک مصلا وجود دارد، همه نمازگزار های این مساجد را بذاری روی هم صد نفر نمیشه، اجازه بده این حسینیه را کلاس کلاسش کنیم برای دانایی و توانایی کودکان شهرتون. قبول نکرد. از این تلاش ها زیاد کردم اما هیچکدام فایده نداشت، در ذهن افراد نقش بسته که مسجد و حسینیه حتی اگر خالی و بی فایده هم باشه ثواب دارد. البته برخی‌ها هم دنبال ثواب نیستند.... یک گله جدی به برخی خیرین مسجد ساز وجود دارد که چرا پول خود را صرف جایی می کنید که اسمش خانه خداست اما می دانید که یاد خدایی در آن صورت نمی‌گیرد، چرا که نمازی در آن خوانده نمی‌شود، حداقل صدها مسجد در روستاها دیدم که یک دونه نماز جماعت درش خونده نشده، فقط اسمش مسجد است. امسال در شش مسجد و دو حسینیه مربیان ما را راه ندادند چرا که مسجد جای بچه نیست.
142
230
2,891
72,640
Fatemeh Hosseini retweeted
معلمان و کادر مدرسه مینا ب بدجوری قلب من رو می‌سوزونن. قبلا هم ازشون نوشتم که محجبه بودن‌شون باعث شد مدیاپسند نباشن و حتی بیش از کودکان بایکوت شن. یاد این عزیزان شجاع که جان‌شون رو نثار نجات بچه‌ها کردن گرامی باشه. تنها ده زن از معلمان و کادر مدرسه زنده موندن و ۲۶ انسان بی‌گناه که همگی زن بودن کشته شدن. پیکر چندتا از کودکان با وجود موج هولناک انفجار سالم پیدا شد چون در آغوش معلم‌ها بودن. فاطمه طاهری‌فر عاطفه ذاکری نرگس ذاکری مهدیه رسولی مهسا رنجبری راضیه زمانی ندا صلحی‌زاده(پسرش حامی صادقی نیز کشته شده است) زهره شهریاری(همراه جنین ۶ ماهه‌اش کشته شد) مرضیه فیروزی پوران قلیپور نسیم نی‌استانی انسیه کریمی(همراه پسرش سپهر کریمی کشته شد) فاطمه عسگری سمیرا بسارده مرضیه بشیری‌فر ماندانا سالاری(همراه دخترش لیانا محمدی کشته شد) فاطمه سالاری فرشته سنگرزاده فاطمه شهدادی فاطمه فدوی حکمی راحله رنجبری ملیحه نعیمی سیما کریمی محدثه محمدیان فریده مختاری الهام کریمی(همراه دخترش حنانه ذاکری‌خواهان کشته شد)
خیلی از معلم‌های کشته شده جنایت میناب محجبه هستن؛ اینکه این موضوع باعث می‌شه صدای دادخواهی قتل‌شون کم‌تر باشه عمیقا ناراحتم می‌کنه. همین‌طور که خیلی از مادران میناب به همین دلیل مدیاپسند نبودن. این موضوع فارغ از سانسور، انکار و دستکاری هدفمند جنایت میناب توسط رسانه جریان اصلیه.
19
96
798
12,412
Fatemeh Hosseini retweeted
مرجانه ساتراپی درگذشت، اما پرسشی که پس از مرگ او باقی می‌ماند نه صرفا درباره زندگی یک هنرمند، بلکه درباره سرنوشت تصویری است که او از ایران ساخت و به جهان فروخت. مرگ هنرمند، اثر را از نقد معاف نمی‌کند. برعکس، لحظه مرگ گاهی لحظه بازگشت جدی‌تر به میراث اوست؛ نه برای سوگواری بی‌قید، بلکه برای سنجش اینکه کدام تصویر از ما، از سوی او در جهان ماندگار شد. ساتراپی با پرسپولیس بدل به یکی از چهره‌های مطلوب بازار فرهنگی غرب شد: زن ایرانی، تبعیدی، منتقد جمهوری اسلامی، مسلط به زبان تصویری ساده، آماده برای ترجمه، آماده برای مصرف، آماده برای قرار گرفتن در قفسه امن وجدان لیبرال اروپا. مشکل دقیقا از همین‌جا آغاز می‌شود. پرسپولیس فقط خاطره شخصی نیست؛ خاطره‌ای است که در لحظه جهانی شدن، خود را به صورت «ایران» عرضه می‌کند. و این ایران، ایرانی است که برای دیده شدن در چشم غرب باید ساده شود، سیاه و سفید شود، مذهبی‌اش خشن شود، انقلابی‌اش هیستریک شود، دهه شصتش به کابوس تقلیل یابد، و جامعه‌اش همچون صحنه‌ای از تاریکی اخلاقی نمایش داده شود که تنها راه رهایی از آن، خروج، تبعید، فرانسه، فردیت سکولار و نگاه اروپایی است. از منظر ادوارد سعید، شرق‌شناسی فقط محصول شرق‌شناسان اروپایی نیست؛ گاهی سوژه شرقی نیز در مقام «راوی بومی» همان دستگاه را بازتولید می‌کند. ساتراپی در پرسپولیس دقیقا در چنین جایگاهی می‌ایستد: او نه شرق‌شناس کلاسیک، بلکه «مخبر بومی» جهان لیبرال است؛ کسی که از درون می‌آید تا به بیرون بگوید ایران چیست. اما آنچه می‌گوید، بیش از آنکه ایران باشد، ایران قابل فهم برای غرب است. ایران او جامعه‌ای است که در آن پیچیدگی تاریخی، طبقاتی، مذهبی و عاطفی دهه شصت در برابر نیاز روایی مخاطب غربی قربانی می‌شود. این همان لحظه‌ای است که خاطره شخصی به کالای پسااستعماری تبدیل می‌شود. پرسپولیس در ظاهر علیه استبداد است، اما در سطح عمیق‌تر، نوعی دیگری‌سازی از جامعه ایرانی را ممکن می‌کند. جامعه مذهبی ایران در این اثر کمتر به مثابه مجموعه‌ای متکثر از انسان‌ها، خانواده‌ها، زنان، مردان، خاطرات، ایمان‌ها، ترس‌ها، فشارها، امیدها و تناقض‌ها ظاهر می‌شود؛ بیشتر به شکل توده‌ای تهدیدآمیز، بی‌چهره، عبوس و سرکوبگر بازنمایی می‌شود. زن چادری اغلب نشانه خطر است، مرد مذهبی اغلب نشانه خشونت، خیابان مذهبی‌شده نشانه فقدان زندگی، و انقلاب اسلامی نشانه سقوط ناگهانی از تمدن به تاریکی. این دقیقا همان زبان بصری است که شرق‌شناسی دوست دارد: جهان مسلمان نه به مثابه امر تاریخی، بلکه به مثابه امر انحرافی. دهه شصت ایران در پرسپولیس نه فقط نقد می‌شود، بلکه کوبیده می‌شود. تفاوت مهمی میان نقد یک دهه پرماجرا و تراژیک با نابود کردن تمام هویت اجتماعی آن دهه وجود دارد. دهه شصت فقط زندان، اعدام، گشت، جنگ و اجبار نبود؛ دهه بسیج اجتماعی، ایثار، مقاومت، خانواده‌های سوگوار، ایمان‌های صادقانه، امیدهای انقلابی، خطاهای فاجعه‌بار، رویارویی برادران و شکل‌گیری نسلی بود که در میان جنگ و ایدئولوژی و محرومیت زندگی کرد. ساتراپی اما این بافت پیچیده را به صحنه‌ای برای تأیید یک نتیجه از پیش آماده فرو می‌کاهد: اینکه ایران پس از انقلاب، ایران از دست رفته است. در این روایت، آنچه نابود شده فقط آزادی فردی نیست؛ خود جامعه ایرانی نیز به صورت موجودی عقب‌مانده، خشن و غیرقابل نجات ظاهر می‌شود. حتی عنوان پرسپولیس نیز بی‌طرف نیست. چرا «پرسپولیس»؟ چرا نام یونانی تخت‌جمشید؟ این انتخاب عنوان، آگاهانه یا ناآگاهانه، ایران را از مسیر نگاه کلاسیک غربی قابل مصرف می‌کند: ایران به مثابه دیگری برای ذائقه اروپایی که ادامه سنت بربر خواندن پارسیان است. در همین شکاف است که اثر ساتراپی به جای نقد حکومت، ناخواسته به نقد جامعه بدل می‌شود؛ به جای نقد قدرت، به تحقیر فرهنگی نزدیک می‌شود. نقد جنسیتی پرسپولیس نیز به همان اندازه ضروری است. ساتراپی خود را در مقام صدای زن ایرانی معرفی می‌کند، اما زن ایرانی در جهان او عمدتا زمانی معتبر است که علیه مذهب، علیه حجاب، علیه خانواده سنتی و علیه فضای عمومی دینی تعریف شود. زن مذهبی، زن چادری، زن طبقه پایین، زن باورمند، زن انقلابی، یا زنانی که درون سنت مذاکره می‌کنند، کمتر صاحب سوژگی‌اند. در نتیجه، فمینیسم پرسپولیس بیش از آنکه فمینیسمی اجتماعی و چندصدایی باشد، فمینیسمی طبقاتی، سکولار، تبعیدی و قابل ترجمه برای غرب است. این فمینیسم به زن ایرانی حق سخن گفتن می‌دهد، اما بیشتر به آن زن ایرانی که شبیه مخاطب اروپایی می‌شود.👇🏼۱
91
216
960
103,376
Fatemeh Hosseini retweeted
ابتدایی‌ترین خواسته‌ای که یه «اندیش‌مرد» باید از پلتفرم‌ها داشته باشه، حضور زن در پنل گفتگوئه. می‌تونید واقعاً این رو بخواین. مجبورشون کنید از زن‌ها دعوت کنن.
گفتگوی سه‌جانبه محمدمهدی اردبیلی، میلاد دخانچی و شروین وکیلی درباره «مردم، جنگ و آینده ایران» به زودی… #گفتگوی_شش_ساعته
39
31
387
29,248
Fatemeh Hosseini retweeted
بچه بودم. با پدرم و مادرم سفر رفته بودیم. یک جایی نزدیک جلفا، یک پل‌رو نشونم داد و گفت این پل‌رو ما ساختیم، از اولین پروژه‌های مشترک من و مادرت بعد از فارغ‌التحصیلی‌مون بود. بعدم انگار که با خودش حرف بزنه گفت من به همه پل‌ها و جاده‌هایی که توی این مملکت ساختم افتخار میکنم. زمان جنگ با خودم فکر کردم چه خوب که پدرم نیست تا ببینه سرزمینی که برای آبادانیش اون همه زحمت کشید و‌ خون دل خورد چطوری زیر بمب و موشک تیکه پاره میشه ...واقعا چه خوب که نبود و ندید … لعنت به جنگ …
5
5
236
11,581
Fatemeh Hosseini retweeted
هنرمندان عزیز داخل ایران، از شما می‌خوام که کارهای هنریتون رو زیر این پست پین کنید. من اسپانسر شما میشم برای فروش کارتون به یک گل غربت. به دلیل شرایط کار امانت پیش خودتون می‌مونه تا شرایط ارسال فراهم شه. تا اون روز من به جای شما یک موزیک‌ویدیو به خریدار هدیه میدم. برای دیگران ممنون می‌شم که کمک کنید، هنرمندان ایران این پست را ببینند.
23
70
148
12,693
Fatemeh Hosseini retweeted
از این فرهنگ «نخبه‌پرستی» و «المپیادی‌بازی» هم بیزارم. شهروندان باید حقوق برابر داشته باشند؛ مثلاً چرا نخبه رو گرفتید؟ این سؤال باید برای همهٔ مردم باشه. بعدش هم این تناقض: نخبه‌ست، پس چرا مجاهد شده؟! مگه انتظار دارید کسی که ریاضی رو بهتر می‌فهمه، لزوماً سیاست رو هم درست بفهمه؟!
33
86
955
20,870
عکسهای رستم‌ قاسمی رو اولین‌ بار کی پخش کرد؟
1
58
Fatemeh Hosseini retweeted
با رفتگر عزیز کوچه‌ گپ می‌زدیم که گفت: صاحب‌خانه‌تان از یک خانم پیر هم نگه‌داری می‌کرد. شما می‌دانستید؟ گفتم: مادرش بوده لابد… گفت نه! این‌ها رفته بودند مشهد؛ خیلی سال قبل! زنی را می‌بینند که گم شده بوده؛ تلاش می‌کنند خانواده‌اش را بیابند ولی موفق نمی‌شوند؛ او را با خودشان می‌آورند و سال‌ها از او نگهداری می‌کنند و وقتی که از دنیا می‌رود، با احترام دفنش می‌کنند…. عین مادر خودشان…. - چه مرد نازنینی؛ از دیشب ارادتم بیشتر شده به او….
31
36
2,447
252,147
Fatemeh Hosseini retweeted
امدم بگم خبر دارید که کتابم چاپ شده؟ خلاصه که درسته روزگار خوبی نیست ولی هنوز هستیم و امید هست.
16
25
237
10,860
اصل «تقصیر در طلاق» در قوانین مدنی خیلی از کشورهای مدرن، وقوع طلاق رو منوط به اثبات گناهکار بودن یکی از زوجین در زندگی زناشویی می‌کرد. یعنی کسی بدون دلیل محکمه پسندی مثل خشونت، خیانت یا ترک منزل امکان طلاق نداشت. این اصل تا سال1969 در کالیفرنیا، تا 1975 در فرانسه و استرالیا،
1
2
85
تا 1970 در ایتالیا، تا 1969 در انگللیی نافذ بود.اما طلاق «کاملا» بدون تقصیر تا سال ۲۰۲۲ در انگلستان ممکن نبود. چه قبل از قضاوت و چه قبل از تقلید سبک زندگی کشورهای دیگه خوبه نگاهی هم به محدودیتهای قانونیشون داشته باشیم. ۲/۳
1
1
80
اینطور که قوانینشون نشون میده، شاید خیانت برای اینها نه علت، بلکه «ابزاری» برای طلاقی بوده که به سادگی شدنی نبوده. ما اما همیشه طلاق خلع و مبارات رو داشتیم، یعنی طلاقی که کراهت از همسر و زندگی مشترک تنها برای طلاق کافیه.۳/۳
1
86