چرا بچه شاه در مورد تفاهم و پایان جنگ بین رژیم و آمریکا تاکنون سکوت اختیار کرده است؟
رضا پهلوی بعد از شروع جنگ ۱۲روزه بین رژیم و اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۴، در سخنرانی خود در پاریس (۲ تیر ۱۴۰۴ - ژوئن ۲۰۲۵) گفت: «این لحظه سقوط دیوار برلین برای کشور ماست»
از این به بعد، او استراتژی خود را برای تصاحب قدرت، بیشکاف، بر پایه به قدرت رسیدن از طریق بمباران نظامی به وسیله آمریکا و اسرائیل بنا کرد. او به نوعی مانند هسته سخت نظام، بر طبل «جنگ، جنگ تا پیروزی» میکوبید و همواره علیه صلح و تفاهم موضعگیری میکرد.
او که از شروع جنگ به وجد آمده بود، از حول حلیم توی دیگ افتاد و یک شبه مدعی شد: از جانب مردم ایران (کدام مردم و کجا؟!!) به او تکلیف شده رهبری دوران گذار را بپذیرد!؟
سپس از «دفترچه اضطرار» که به وسیله افرادی مشکوک و با پیشینه اصلاحطلبی درون نظام تنظیم شده بود، رونمایی کرد. پروژه پوچ «همکاری ملی» برای جذب مأموران وزارت اطلاعات و پاسداران را کلید زد.
ریزشی های رژیم و لمپنها را تحت عنوان ساواک و گارد جاویدان را با پول و وعده و وعید سازماندهی نمود.
در جنگ ۴۰ روزه، احمقانه جنگ و بمباران را «مداخله بشردوستانه» نام نهاد؛ درواقع به نوعی مانند خمینی، او جنگ را«نعمت» معرفی کرده و خواهان شدت آن شد. پهلوی اینترنشنال، در حمایت از او، پیام های سلطنت طلبان را منعکس میکرد که آنها حملات هواپیماها و پهپادها را «پرندههای خوشگل» در آسمان ایران نام می بردند .
درخاتمه جنگ ۴۰ روزه، او به هواداران سرخورده اش پیام داد که مأیوس نشوید.
او با این استراتژی احمقانه، بخشی از اقشارجامعه را که معمولا اهل پرداخت هزینه نیستند، گول زده و با خود همراه کرد؛ رضا پهلوی و ایران اینترنشنال به گونه ای تبلیغ میکردند که چشماندازی برای سرنگونی رژیم پیدا شده استْ!!؟ این تفکر احمقانه مدعی بود که مردم ایران قادر به سرنگونی این رژیم نیستند و این رژیم فقط با نیروی نظامی خارجی سرنگون میشود؛ در حالیکه ثابت شد این استراتژی سرابی بیش نبوده است.
اکنون که چشمانداز تفاهم و آتشبس بین آمریکا و رژیم روشن شده و استراتژی رضا پهلوی به گل نشسته، باید دید که او حالا چه میکند؟؟!!
سؤالی که در اینجا مطرح است این است: آیا پوشالی بودن این استراتژی، برای رضا پهلوی و اطرافیانش از قبل روشن نبوده است؟
بعید است که او و اطرافیانش از قبل به بیپایه بودن این استراتژی آگاه نبوده باشند. پس، علت مواضع ضدملی و ضد مردمی او چه بوده است؟
جواب روشن است: او به دلیل نداشتن پایگاه اجتماعی ،وارد تونلی شده که تا انتهای تونل تاریک باید پیش برود. او انتخاب کرده است با منافع بیگانگان حرکت کند؛ یعنی همان کسانی که به او پول میدهند، برایش تلویزیون ۲۴ ساعته راهاندازی میکنند، هنرمند و اینفلوئنسر و نویسنده و تحلیلگر برای مجیزگویی از او درفضای مجازی استخدام میکنند، برایش نیرو بسیج میکنند و تجمعات از رونق افتاده چند ده نفره قبل از قیام ۱۴۰۱ او را، با جمعیت پر میکنند، برایش سخنرانی تنظیم میکنند و … .
به این دلیل است که او تاکنون در مورد تفاهم بین رژیم و آمریکا سکوت اختیار کرده است.
اما در تاریخ مبارزات دهههای اخیر، یک نیروی مستقل و مردمی به نام مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت نیز وجود داشته است که از خرداد ۱۳۶۰ یک حرف بیشتر نداشته است: سرنگونی این رژیم با همه سختی اش و هرچقدر طول بکشد وبا هر بهایی ،فقط به دست مردم و مقاومت ایران رقم میخورد. بارها اعلام کرده است : ما از نیروهای خارجی نه پول میخواهیم، نه سلاح و نه سرباز؛ تنها خواسته ما این است که به رژیم کمک نکنند و چشمان خود را به روی نقض حقوق بشر در حاکمیت ملاها نبندند.در این صورت، بهسرعت مردم ایران خود قادر به سرنگونی این رژیم خواهند بود.
وقتی که استراتژی مماشات یا جنگ و تکیه بر خارجی شکست میخورد، این استراتژی و این نگاه ، نظر هر ایرانی وطنپرست جمهوریخواهی که تجربه مماشات و جنگ را از سر گذرانده است، را به خود جلب میکندو به فکر می اندازد.
جامعه بینالمللی و منطقهای زخمخورده از رژیم که بعد ازاین جنگ مجروح تر هم شده است، ناچار است ،روزی این صدا را بشنود. زخم بهوجود آمده بین رژیم و منطقه و جامعه جهانی دیگر قابل ترمیم نیست.
این مقاومت، برخلاف جنگ، بر صلح و آزادی تمرکز دارد و معتقد است که جنگ راه بند قیام بوده است. رژیم ولایت فقیه بیش از حمله خارجی، از مردم خود و قیامهای بنیانکن میترسد؛ به همین دلیل است که نیروهایش را ماههاست در خیابان شبانه روز نگه داشته است.
مریم رجوی گفت:
«مقاومت ایران که قریب به ۵ دهه خواهان آزادی و صلح است، از هرگونه تفاهم برای پایان جنگ و مصیبتهای مردم ایران استقبال میکند. در ایران کسی جز بقایای شیخ و شاه خواهان جنگ نبوده و نیست.»
#نه_شاه_نه_شیخ