ـ𝙿𝚞𝚜𝚑ـیده در فلسفه، ادبیات، واژه‌ها و خاورمیانه

Joined November 2015
1,963 Photos and videos
Pinned Tweet
23 Aug 2025
دفتر ‹آن‌جابودگی› صرفاً زحمتی که برای این دفتر کشیدم به‌م جسارت انتشارش رو داد؛ اما این‌که آیا می‌تونه ارزشی در خودش داشته باشه یا نه رو احتمالاً زمان مشخص می‌کنه. فقط اگه به نظرتون ارزشی درش بود، به نشر بیش‌ترش کمک کنید. همین. دریافت: t.me/QamiPub/15
6
2
37
10,005
روان‌شناسی: گریز انسان از پاسخ نسبی و غیرقطعی و تمایل فتیش‌گونه‌ی او به پاسخ قطعی، آیا فرافکنی بی‌اعتباری هستی خود او در جهان نیست؟ فلسفه: تمایل آگاهی سوژه برای کمیّ و سنجش‌پذیر کردن هر پدیده‌ای، آیا امری برآمده از حقیقت جهان ابژگانی است یا یک محدودیت سوژگانی برای ادراک پدیده‌ها؟
آیا ممکنه روزی علوم اعصاب روانشناسی رو کنار بزنه درست همونطور که فیزیک فلسفه رو کنار زد؟
1
3
164
پرسمان: شگفت‌انگیزترین یا تکان‌دهنده‌ترین یا واقعی‌‌ترین توصیفی که درباره‌ی [معنای] زندگی انسان خوندید، در چه کتابی بوده؟ چکیده‌ی اون توصیف چی بود؟
3
2
365
فکر کنم ما تنها کشوری هستیم که درش قیمت کتاب نه بر اساس قیمت کاغذ و هزینه‌ی چاپ، بلکه بر اساس قیمت پیتزا محاسبه می‌شه!
4
2
59
2,585
به عبارت دیگه، مالیدن در آلمانی یه هنره! (نقاشی کردن)
شاید براتون جالب باشه که Gustav Mahler نام خانوادگی‌ش یعنی نقاش!
9
553
شاید براتون جالب باشه که Gustav Mahler نام خانوادگی‌ش یعنی نقاش!
1
10
1,352
زیبایی امروز: شکوفه‌ی سماق.
1
21
292
امروز یه توصیف شگفت از برنتانو، درباره‌ی یه نقاشی، خوندم: „…als ob Einem die Augenlieder weggeschnitten wären.“ «انگار که پلک‌های یکی را بریده باشند.» به خشونت‌ها و صحنه‌هایی که این مدت دیدیم فکر می‌کنم و این‌که انگار پلک‌های همه‌ی ما رو بریده بودند و ناگزیر از دیدن بودیم.
1
1
29
981
تا جایی که من می‌فهمم، یه مشکل در تمهیدات کانت هست و اون هم اینه که دو علم ریاضیات محض و فیزیک محض رو دو شناخت ترکیبی پیشاتجربی می‌دونه و همه‌ی استدلال‌های بعدی‌ش بر پایه‌ی همین حکم اولیه است: ۱. فیزیک محض بر پایه‌ی ریاضیه. پس نباید به عنوان یه امر موازی با ریاضی شمرده بشه.
1
6
259
۲‌. در ریاضیات محض مفهوم «یک»، که اساس حساب و ریاضیه، ابدا یه امر پیشاتجربی نیست، بلکه برخاسته از تجربه است. ۳. پس این دو علم رو نمی‌شه شناخت‌های پیشاتجربی قلمداد کرد.
1
4
155
این امکان به کتاب‌ساز اضافه شد. حالا می‌تونید از پروژه‌ی نیمه‌کاره‌ی خودتون پشتیبان بگیرید و بعدا دوباره اون فایل رو در برنامه بارگذاری و ویرایش کنید. github.com/pushideh/Persian-…

Replying to @pushideh
دم شما گرم این خیلی عالیه فقط کاش قابلیت اینم داشت که یک کتاب بزرگ رو در چند مرحله انجام بدیم.( خصوصا وقتی تعداد عکسها زیاد باشه فرصت نمیشه کل کتاب دریک مرحله کار بشه)
1
1
146
همه‌ی کسانی که در مقام سایر علوم احتیاط می‌کنند و مهر سکوت بر لب می‌زنند، وقتی بحث مابعدطبيعه به میان می‌آید، استادانه داد سخن می‌دهند و گستاخانه فتوا صادر می‌کنند، چرا که در این‌جا جهالت آنان در برابر دانایی دیگران آشکارا از پرده برون نمی‌افتد. —کانت - ت حداد —تمهیدات
13
203
توی یه رایانامه‌ی قدیمی این رو به یه دوست گفته بودم: «واسه زخم‌ها دنبال مرهم نباش، چون این‌جاها پیداش نمی‌کنی. فقط این عطش‌ت برای مرهم تو رو ‹خوار›تر می‌کنه.»
6
171
به گمان من، هر چیزی یا کسی که حسی خلاف تنها بودن القا کنه، یه توهمه.
13
275
اکنون حامیان مابعدطبيعه به‌اندازه‌ای کم شده‌اند که آنان که در خود قدرت درخشیدن در سایر علوم سراغ دارند هرگز راضی نمی‌شوند نیکنامی خود را در عرصه‌ی مابعدطبيعه به مخاطره اندازند. —کانت، ت حداد —تمهیدات
5
194
به صبر خوشه فشردم، نه قوره، نه حلوا که خودشناسی تلخی میان موها بود
4
141
شارل دو لورم، پزشک فرانسوی، حدود سال ۱۶۳۰ این طرح {لباس محافظت در برابر طاعون} را ابداع کرد. او این لباس را چنین توصیف می‌کند: «بینی [نقاب] به طول نیم پا است، به شکل منقار ساخته شده و با عطر پر شده، و تنها دو سوراخ دارد –یکی در هر طرف نزدیک سوراخ‌های بینی– /۱
4
4
171
34,905
اما همین برای تنفس کافی است و همراه با هوایی که تنفس می‌شود، اثر [گیاهان]ی را که در بخش جلویی منقار قرار داده شده‌اند نیز منتقل می‌کند. زیرِ روپوشِ [مومی]، چکمه‌هایی می‌پوشیم که از چرم مراکشی [چرم بز] ساخته شده‌اند، و از جلوی شلوار تا چکمه‌ها با پوست صاف به هم متصل‌اند؛ /۲
2
60
4,714
همچنین بلوزی آستین‌کوتاه از پوست صاف که پایین آن درون شلوار قرار داده می‌شود. کلاه و دستکش‌ها نیز از همین جنس ساخته شده‌اند… و بر روی چشم‌ها عینک قرار دارد.»* /۳ * کریستین موساپ، مقاله‌ی «پزشک طاعون ونیز»، ۲۰۱۹
55
4,542
داستایفسکی خود در پاسخ به انتقادهایی که به سبک نگارش رمان {بی‌چارگان} می‌شد، نوشت: «آن‌ها نمی‌فهمند که این زبانِ خودِ دیووشکین است، نه زبان من. نویسنده نباید خود را در اثر نشان دهد، بلکه باید بگذارد قهرمانان با زبان خود سخن بگویند». —وینوگرادوف —دگرگونی طبیعی‌گرایی روسی
12
396