چیزی که عمار و مالک اشتر را تبدیل یه یاران خاص امیرالمومنین کرد این بود که آنان با درک مواضع امام و فهمِ علت و فلسفه آن مواضع، از قبل از اتفاقات، تلاش میکردند جامعه را به سمت آن تصمیم هدایت کنند.
اگر هم تصمیمی بر خلاف منویات امام گرفته میشد، نمیگفتند حالا که شده دیگر تصمیم نظام است و از آن دفاع میکنیم. تمام تلاش خود را میکردند تا آن اتفاق حداقل (به تعبیر رهبر شهید) به یک
#تجربه_تاریخی برای جامعه تبدیل شود.
در واقع امام جامعه را شیعیان با نصرتِ واقعی خود، قدرتمند میکنند.
قطعا تصمیم نهایی وَلی فصلالخطاب است، اما فراموش نکنیم که فرمان عقب نشینی مالک از خیمه معاویه هم دستور امام بود.
امام جامعه فردی متناقض نیست که در علن چیزی بگوید و در هنگام تصمیم بر خلاف آن عمل کند. وقتی مثلا رهبر شهید میفرمودند مذاکره با آمریکا عاقلانه و شرافتمندانه نیست باید دید که چرا باز مسیر مذاکره پیگیری میشود. باید دید مصلحتی که دیده است چه بوده و آن را حل کرد، باید دست او توسط شیعیانش پر بشود. باید موانع برطرف شود تا امام بتواند بر اساس آنچه واقعا صلاح جامعه را در آن میداند، دستور بدهد.
تصمیمات نظام یک حسن ذاتی ندارد که در همه شرایط آن دفاع کنیم، مثلا از یک
#خسارت_محض مثل برجام نباید دفاع کرد. اتفاقا باید عمار گونه روایت کرد که چرا رهبر شهید مجبور به پذیرش آن شد و باید آن را تبدیل به تجربه تاریخی کرد.
در این میان اما مناصب، موقعیتها و منافع و گاهی هم فهم سطحی از ولایتمداری باعث میشود شیعیان وظیفه خود را عمل نکنند و امام جامعه را ضعیف شود و حرف و موضع او بر زمین بماند.
تکرار: امام جامعه را نصرت شیعیانش قدرتمند میکند.
خط و ملاک و معیار من رهبری رشید انقلاب است. در هر توافقی و تفاهمی موضعم را از رهبری میگیرم نه کس دیگر. تمام تلاشم را برای فهم و تحقق و اجرای نگاهها و مواضع رهبری میکنم.
اگر رهبری را ذیل فشاری از سوی جماعتی ببینم قطعا در جهتی گام برمیدارم که آن فشار را کاهش دهد.
تابع هر تصمیمی هستم که امضا و تایید رهبری بر آن هست. چه کاملا همسوی با نگاه ایشان باشد و چه احیانا به دید تحقق مصلحتی و جلوگیری از مفسدهای با آن تصمیم همراه شده باشند؛ در هر حال من در مقام عمل تابع آن نظرم.
رهبری پای آتش بس را امضا کند مدافع آتش بس هستم و رهبری پای بمب را امضا کند سینه چاک بمبم.