زاده‌ی اضطراب جهان. بر حاشیه‌ی کتاب چون نقطه‌ی شک.

Joined February 2017
2,217 Photos and videos
مرگ برای تو معنا ندارد، وقتی هنوز لبخندت در جانِ ما نفس می‌کشد.
372
2,677
16,564
2,210,499
لعنت به جاده‌ها، اگه معنی‌شون جداییه.
معروف ترین دیالوگی که از یه فیلم یادته چیه؟؟
1
47
934
سخت‌ترین کار دنیا، «عمل کردن در عینِ ناامیدی» است. یعنی پذیرفتن اینکه شاید فردا روز بهتری نباشد، اما من امروز وظیفه‌ام را به عنوان یک انسانِ بیدار انجام خواهم داد. این یعنی بلوغ، و این یعنی سختیِ واقعی. قهرمان واقعی، «مأیوسِ فعال» است!
11
43
329
3,491
جهت یادآوری به ترامپ‌شناسان عزیز؛ دو ماه پیش نوشته بودم... حیف از جان‌های پاکی که فدا شد و افسوس برای جان‌هایی که همچنان در خطرند...
چرا حتی در زمان آتش‌بس خبری از مراسم تدفین خامنه‌ای(ها) نیست؟! ​به نظرم این تأخیر بخشی از یک مهندسی سیاسی پیچیده است. احتمالا در حال برنامه‌ریزی گسترده‌ای هستند تا این مراسم را دقیقا با یک «تصمیم سخت سیاسی» (بخوانید توافق و تسلیم) همزمان کنند؛ توافقی که بی شک تحت لوای «پیروزی بزرگ» به خورد مخاطب داده خواهد شد. ​در واقع، این مراسم قرار است نقش یک سوپاپ اطمینان دوگانه را بازی کند: ۱. مدیریت افکار عمومی: غرق کردن فضای جامعه طرفداران رژیم در حالت عاطفی و تبلیغات وسیع برای منحرف کردن نگاه‌ها از جزئیات توافق. ۲. عبور از بحران مشروعیت: استفاده از ظرفیت بسیج طرفداران حاکمیت در مراسم تشییع برای بازسازی ویترین مقبولیت نظام، درست در لحظه‌ای که قرار است از خط قرمزهای پیشین خود عبور کنند. ​این یک «خاکسپاری سیاسی» است که در آن، قرار است هزینه‌ی تسلیم در سایه‌ی سوگواری پنهان شود.
2
6
109
3,905
بزرگ‌ترین پارادوکس انسان بودن همین است: چگونه یک کالبد محدود، فانی و فیزیکی می‌تواند وسعت و سنگینی یک آگاهی نامحدود را به دوش بکشد؟ ذهن ما می‌تواند به میلیاردها سال پیش سفر کند، کهکشان‌ها را در بنوردد، رنج بشریت را لمس کند و در عین حال، در ترافیک یک خیابان یا چهاردیواری یک اتاق محبوس باشد. این وسعت درون و غوغای بی‌کران، گاهی شبیه به ریختن یک اقیانوس متلاطم در یک فنجان است؛ فنجانی که هر لحظه ترک خوردنش از شدت فشار، محتمل است.
4
11
197
4,016
«بودن» فقط یک خط مستقیم نیست. ما در هر لحظه، مجموعه‌ای از تمام گذشته‌ی خود، تمام آینده‌های ممکنی که تصور می‌کنیم، و نقش‌های متعددی هستیم که بازی می‌کنیم. شما هم‌زمان فرزند، والد، همکار، عاشق، غریبه، و ناظرِ خود هستید. چگونه می‌توان تمام این هویت‌های موازی یا متضاد، این من‌های پر سر و صدا و گاه ناسازگار را در یک تن، آرام و یکپارچه کنار هم نشاند بدون آنکه دچار فروپاشی شد؟
9
3
85
2,242
کنجکاو کم‌حوصله retweeted
Replying to @Missrobotai
شخصیت افراد خودشیفته اصلاً ثابت نیست؛ مثل یک ترن هوایی، در طول یک روز بارها بالا و پایین می‌رود! دائماً بین «شاه بودن» و «هیچ بودن» دست‌وپا می‌زنند!
2
1
69
1,391
به نظرم ریشه خودشیفتگی، فقط تربیتِ نادرست والدین نیست؛ بلکه یک ترس وحشتناک درونی از بی‌ارزش بودن و فانی بودن است. انسان‌های بالغ و سالم کم‌ و بیش پذیرفته‌اند که یک آدم معمولی هستند، زندگی‌شان یک روز تمام می‌شود و قرار نیست قهرمان جهان باشند اما آدم خودشیفته از این واقعیت می‌ترسد. او برای فرار از این ترس، یک ماسک «من یک موجود استثنایی و ابدی هستم» روی صورتش می‌زند تا خودش را متقاعد کند که با بقیه فرق دارد و قوانین دنیا شامل حال او نمی‌شود. در واقع، این همه غرور، فقط یک سنگر دفاعی کودکانه در برابر ترس از پوچی است.
12
9
249
5,947
آدم‌های خودشیفته‌ی امروز دیگر مثل قدیم، آدم‌های قلدر، پر سروصدا و تابلویی نیستند. اتفاقاً برعکس! آن‌ها خیلی شیک، آرام و باکلاس حرف می‌زنند و کتاب‌های روان‌شناسی را فوتِ آبند. آن‌ها یاد گرفته‌اند که چطور از اصطلاحاتی مثل «من دارم برای خودم مرز می‌گذارم»، «تو داری به من آسیب می‌زنی» یا «من دارم روی رشد فردی خودم کار می‌کنم» استفاده کنند تا کارهای خودخواهانه خودشان را توجیه کنند. در این دوران جدید، آن‌ها با زبان روان‌شناسی شما را مقصر جلوه می‌دهند و حق‌به‌جانب به نظر می‌رسند.
15
18
343
8,804
فرد خودشیفته یک موجود باهوش و پلید نیست که نقشه‌ای شیطانی برای آزار شما کشیده باشد؛ او کودکی وحشت‌زده در کالبد یک بزرگسال است. کودکی که قفسی شیشه‌ای و پرزرق‌وبرق به نام «من خیلی مهم هستم» دور خود ساخته تا از تنهایی و پوچی درونش فرار کند. اما فاجعه اینجاست: هرکسی که به این قفس نزدیک می‌شود، شیشه می‌شکند و ترکش‌هایش اطرافیان را زخمی می‌کند.
11
10
302
9,372
اینکه دهه ۳۰ زندگی مثل برق گذشته، به خاطر سرعت زمان نیست؛ به خاطر اینه که مغزت دیگه دلیلی برای ضبط کردن زندگی‌ت نداره! ​در روانشناسی، طول زمان با «تعداد خاطرات جدید» سنجیده میشه. دهه ۲۰ طولانی بود چون پر از اولین‌ها بود: اولین شغل، شکست عشقی، استقلال و تجربه کارهای احمقانه. مغز مدام در حال یادگیری و ضبط دیتا بود، پس مسیر طولانی به نظر می‌رسید. ​اما در دهه ۳۰، تو روتین، ثبات و امنیت رو انتخاب کردی: بیدار شدن، کار، قسط، ورزش، خواب. وقتی روزها کپی هم میشن، مغز برای صرفه‌جویی در انرژی، دکمه ضبط رو خاموش میکنه. ​تو این ۱۰ سال رو زندگی نکردی؛ بلکه یک سال رو ۱۰ بار تکرار کردی! اگر به زودی خودت رو وسط یک چالش جدید و ناشناخته پرت نکنی، دهه ۴۰ حتی قبل از اینکه پلک بزنی تموم میشه!
این ۳۰ تا ۳۹ سالگی خیلی زودتر از ۲۰ تا ۲۹ سالگی گذشت. برای زمان اتفاقی افتاده!؟
11
24
496
16,002
نقد شازده کوچولو به من ثابت کرد که مخاطبان آثار عامه‌پسند تا چه حد پرخاشگر و حوصله‌سربر هستند. برای همین، قید نوشتن بیشتر درباره‌ی دیوید هاکنی را می‌زنم. حوصله‌ی کل‌کل با هواداران هنر عامه‌پسند را ندارم؛ آن‌ها را با توهم هواداری از هنر مدرن تنها می‌گذارم.
29
2
290
7,652
به نظرم دیوید هاکنی استاد مسلم عامه‌پسند کردن مدرنیسم بود. او زوایای تند کوبیسم و جسارت رنگی فاویسم را گرفت، لبه‌های تاریک و خطرناکشان را تراشید و در نهایت، محصولی عافیت‌طلبانه، شیک و گران‌‌قیمت تحویل بازار هنر داد. هنرمند بزرگی بود اما بیشتر برای کسانی که می‌خواهند هنر، چشم‌نواز و بی دردسر باشد، نه تکان‌دهنده و رهایی‌بخش.
12
1
117
4,911
حسادت یک ابزار بقاست، نه یک ایراد اخلاقی. رادار آرزوهای سرکوب‌‌شده‌مونه. وقتی فعال میشه، یعنی مغز داره یه دیتای مهم میده:«تو هم اینو می‌خوای» ​بجای سرکوبش یا کینه‌توزی، باید پیامش رو رمزگشایی کرد. حسادت یه سیستم ناوبریه برای اینکه بفهمی واقعا از زندگی چی می‌خوای و براش تلاش کنی‌.
حسادت، لزوما بد نیست. همه‌ی ما نیاز به دیده، شنیده و دوست داشته شدن داریم؛ فلذا وقتی یک شخص، سهمِ بیشتری از این موارد رو در اختیار داره، قسمتی از وجودِ ما که هنوز سیراب نیست، درخواست توجه می‌کنه. اما اگر این هیجان کنترل نشه، ما در مسابقه‌ای گیر میوفتیم که هرگز برنده‌ش ما نیستیم..
4
7
176
4,216
وقتی کسی را طرد یا تحریم می‌کنیم، ناخودآگاه نام Charles Boycott را استفاده می‌کنیم! کارگزار بی‌رحم املاک در ایرلند قرن ۱۹. در اعتراض به ظلم‌هایش، مردم محلی تصمیم گرفتند او را کاملاً نادیده بگیرند، با او حرف نزنند و در زمین‌هایش کار نکنند. این همبستگی، واژه «بایکوت» را جهانی کرد.
میدونستید «زونکن»‌ نامش رو را از مخترع آلمانیش، «فریدریش زُنِکِن» (Friedrich Soennecken) وام گرفته؟
5
19
696
23,858
یادش بخیر، ماه اول مهاجرتم به استرالیا بود. رفتم یه مغازه ایرانی و صاحبش تا فهمید تازه‌واردم، شروع کرد به نصیحت کردن که: «تا می‌تونی روزنامه بخون تا زبانت راه بیفته، من خودم ۲۵ ساله اینجام...» درست وسط حرفاش بود که یه مشتری استرالیایی یه بسته سوهان برداشت و یه سوال پرسید. مغازه‌دار بنده‌خدا نه می‌فهمید طرف چی می‌گه، نه خودش می‌تونست دو کلمه انگلیسی دست‌وپا شکسته صحبت کنه! خلاصه پریدم وسط، جواب مشتری رو دادم و غائله رو ختم به خیر کردم.
اگه می‌خوای زبانت متحول بشه، این دو کارو هر روز انجام بده: ۱. شدووینگ ۲. گوش دادن به BBC 6 minutes
8
1
591
72,486
کتاب‌های عامه‌پسند، مسکن‌هایی اعتیادآور و منفعل‌کننده‌اند؛ شبیه به کارکرد دین برای توده‌های مردم. پرخاشگری طرفداران متعصب این کتاب‌ها در برابر نقد، به رفتار عصبی معتادی می‌ماند که بیماری‌اش را انکار می‌کند و گارد می‌گیرد. مصرف موقت این مسکن‌ها، مشروط به تلاش برای درمان ریشه‌ای، عوارض جانبی دارد یا تا حدودی کم‌ضرر است؛ فاجعه زمانی رخ می‌دهد که به آن‌ها وابسته و معتاد شده‌ باشند!
10
8
180
5,494
تسهیل انتشار کتاب‌های عامه‌پسند (تخدیر فرهنگی) و چشم‌پوشی یا ترویج مواد مخدر (تخدیر جسمی) توسط رژیم ایدئولوژیک و اقتدارگرای جمهوری اسلامی، در یک مکانیسم مشترک ریشه دارد: کنترل توده‌ها از طریق ایجاد انفعال. هدف رژیم تبدیل شهروند معترض و آگاه به توده‌ای منفعل، سرگرم و بی‌خطر است.
7
9
153
2,918
وجه مشترک کتاب‌های عامه‌پسند مثل شازده کوچولو، کیمیاگر و ملت عشق دو چیز است: تسکین موقت و ساده‌سازی جهان. جهان واقعی پیچیده، بی‌رحم و نیازمند تحلیل عقلانی است؛ اما این کتابها با تزریق فانتزی، توهم معنویت و جملات قصار، به مخاطب گریزان از واقعیت، یک پناهگاه کاذب و بی‌اثر می‌فروشند.
68
75
1,286
22,955
کنجکاو کم‌حوصله retweeted
Replying to @Captain_flintt
عرفان، مخدری شیک برای فلج کردن اراده است؛ تقلیل دادن جهان بی‌رحم بیرونی به یک توهم درونی، تا مجبور به جنگیدن نباشی. آرامش آن، نه حل مسأله، که انصراف از صورت مسأله است. «اشاعه عشق» در برابر ستم، صلح نیست، بلکه تسلیم مؤدبانه و هم‌دستی با واقعیت موجود است. وقتی خانه آتش گرفته، مدیتیشن فقط دود را زیباتر نشان می‌دهد؛ تغییر، نیازمند خشم مقدس و مبارزه است، نه لبخندهای بودایی.
11
14
258
6,875