اما یک سؤال ساده؟
آیا اگر ۸۰۰ فرمانده دیگر حذف شوند، ۲۰۰ تأسیسات دیگر زده شوند، اورانیومها جابهجا شوند و زیرساختهای بیشتری نابود شود، این به تنهایی پیروزی میآورد؟
اگر پاسخ بله است، پس فقط منتظر قدرتهای خارجی بمانید.
اما اگر پاسخ خیر است، پس وقت آن است که راهبردهای خودمان را بازبینی کنیم؛ سازماندهی کنیم، انسجام پیدا کنیم و برای فرصت بعدی آماده باشیم و تا میتوانیم از هر فرصتی از هر دولتی چه خوشمان بیاد یا نیاد با لطایف الحیلی کمک جمع کنیم
من در سه رشته دانشگاهی درس خواندم و جز یکی مدرک نگرفتم. چون دنبال دانستن بودم، نه کاغذ.
اگر از سرما مریض شدم، سرما را مقصر نمیدانم؛ لباس مناسب نپوشیدهام.
اگر به امتحان نرسیدم، خرابی ماشین را مقصر نمیدانم؛ باید زودتر راه میافتادم.
اگر مطلبی نوشتم و کسی نفهمید، مخاطب را بیسواد نمیدانم؛ باید بهتر مینوشتم.
ملت ژاپن بعد از شکست دنبال مقصر نماند؛ دنبال راه ساختن آینده رفت.
ما هم باید یاد بگیریم به جای زندگی در گذشته، برای فرصت بعدی آماده شویم.
رژیم در ۲۴ ساعت میتواند روایتش را از واقعیتی که نبوی گفت این یک شکست بزرگ است تا هر تحلیلگرش بازسازی کند، شکستش را پیروزی بنامد و نیروهایش را پشت یک روایت واحد جمع کند.
آیا وقت آن نیست ، که فرد ملزم به اطاعت از ساختار تصمیم باشد نه تک روی ، حتی اگر ناراضی باشد
اما ما هنوز گاهی هر کسی ساز خودش را میزند.
اگر از روز اول این میزان از وظیفهشناسی، سازماندهی و مسئولیتپذیری در جامعه ما وجود داشت، عمر این رژیم هرگز به چند دهه نمیرسید.
هیچ قدرتی روی اسب بازنده رژیم سرمایهگذاری نمیکند.
قدرتها زمانی به یک ملت کمک میکنند که ببینند آن ملت خودش برای پیروزی آماده است.