عرفان شکوریزاده در آخرین روزهای حیاتش در قزلحصار:
«به همه بگو برادرت برای میهنمان جنگید و لاغیر»
نامهای منتسب به عرفان شکوریزاده، زندانی سیاسی اعدامشده، که گفته میشود در آخرین روزهای حیاتش در زندان قزلحصار خطاب به برادرش احسان نوشته شده، به دست آموزشکده توانا رسیده است.
عرفان شکوریزاده، متولد ۱۳۷۶، دانشآموخته مهندسی برق دانشگاه تبریز و دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه علم و صنعت تهران بود. بر اساس سوابق علمی منتشرشده، او در حوزه نرمافزارهای تست ماهواره، کنترل و موقعیتیابی ماهواره فعالیت پژوهشی داشت و رتبه نخست مقطع کارشناسی ارشد را نیز کسب کرده بود.
طبق اطلاعات منتشرشده، او در بهمنماه ۱۴۰۳ توسط اطلاعات سپاه با اتهام «جاسوسی و همکاری با کشورهای متخاصم» بازداشت شد. منابع نزدیک به پرونده گفته بودند که عرفان شکوریزاده حدود ۹ ماه را در سلول انفرادی سپری کرده و تحت فشار و شکنجه برای اخذ اعترافات اجباری قرار داشته است.
در بخشی از نامه منتسب به او خطاب به برادرش آمده است:
«برادر شریف و عزیزم، سلام.
میدانم در حالی که دارم این متن را نگارش میکنم، تو از هیچ تلاشی برای نجات من فروگذار نکردهای. اگر این متن را میخوانی، احتمالا به این معنی است که من در این جهان در کنار تو نیستم. اما بدان من از تمام تلاشهای تو و پدر و مادرمان ممنونم و تمام مدت سعی کردم برای تو برادر خوبی باشم. لاجرم این اتفاق کریه و این رژیم کثیف ما را از هم جدا کرد.
میخواهم بدانی که علیرغم سختی این یک سال و نیم و با وجود شکنجهها و اعترافات اجباری، همواره به فکر تو و خانواده بودم. ولی سعی کردم در همین مدت هم خوب زندگی کنم و تا جایی که میشود مقاوم باشم.
همیشه تصورم این بود که در کنار هم خوب و طولانی زندگی خواهیم کرد و فرزندانمان کنار هم بزرگ خواهند شد. هرچند که امیدوارم فرزندان تو این راه را طی کنند.»
او در بخش دیگری از این نامه نوشته است:
«برادر عزیزم، از تو میخواهم به جای هر دویمان خوب زندگی کنی و برای پدر و مادرمان هم عرفان باشی و هم احسان. من هیچ وقت نمیخواستم تو را اذیت کنم یا پدر و مادرمان را. اما ناخواسته این اتفاق افتاد و من برای همیشه شرمنده تو خواهم ماند.
اما این بهایی بود که خانواده ما برای آزادی ایرانمان باید پرداخت میکرد و قرعه به من افتاد که این هزینه را بدهم.»
در ادامه این نامه، عرفان شکوریزاده با اشاره به امیدش برای دیدار دوباره خانوادهاش نوشته است:
«من در حین نگارش این متن هم باز سرشار از امید به زندگیم. چون پشتم به تو گرم است. برادر عزیزم، بدان برای یک بار صحبت کردن با تو حاضرم هر کاری بکنم. دلم برای صدایت و برای وجودت تنگ است و دوستت دارم.»
او همچنین در بخشی دیگر، نام افرادی را که به گفته او در روند پروندهاش نقش داشتهاند و «نهایت شقاوت را خرج کردند»، ذکر کرده و نوشته است:
«کنار پدر و مادرمان بایست و سرت را بالا بگیر و مطمئن باش برادرت تا لحظه آخر ایستاد و آنطور که تو به من آموختی سرخم نکردم و جنگیدم.»
در بخش پایانی این نامه نیز آمده است:
«در زمانی که در کشورمان دادگاه عادلانهای بود، حتماً خسارات مادی و معنوی را پیگیری کن و بعد از برداشتن مبلغی که بابت خسارات مادی به خانواده ما وارد شد، مابقی صرف ایجاد بنیاد علمی با نام خانوادگی ما در جهت رشد و کمک علمی به فرزندان این کشور شود.»
و در پایان نوشته است:
«قوی بمان و به همه بگو برادرت برای میهنمان جنگید و لاغیر.»
پیشتر نیز یادداشتی از عرفان شکوریزاده منتشر شده بود که در آن نوشته بود: «من عرفان شکورزاده ۲۹ ساله، یکی از معدود به اصطلاح نخبگانی که حاضر به مهاجرت نشدم. چند ماه پیش از جنگ ۱۲ روزه، به اتهام واهی جاسوسی و همکاری با کشورهای متخاصم توسط اطلاعات سپاه بازداشت شدم و در مدت ۸ ماه و نیم شکنجه و زندان انفرادی مجبور به اعتراف اجباری شدم. نگذارید یک جان بیگناه دیگر در سکوت و بیخبری از دست برود.»
عرفان شکوریزاده بامداد ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ اعدام شد.
#عرفان_شکوری_زاده #عرفان_شکورزاده #نه_به_اعدام